۳ اثر ماندگار غلامحسین ساعدی برای خواندن در سفر

غلامحسین ساعدی، نویسنده‌ی نام آشنای ایرانی است. اگر آن‌قدرها هم با او آشنا نبوده و خطی از آثارش نخوانده باشیم، حتما داستان تاثیر‌گذار «گاو» را در کتاب ادبیات مدرسه به یاد داریم. ساعدی، پزشک بود و نویسنده و در عمر نسبتا کوتاهش، ده‌ها رمان، داستان کوتاه، فیلم نامه و نمایشنامه نوشت. او در سال ۱۳۶۴، در پاریس از دنیا رفت و ادبیات ایران را از قلمی منحصر به فرد و تکرار ناشدنی، محروم کرد.

برای خواندن آثار او، هیچ وقت واقعا دیر نیست. از هر موقعیتی می توان استفاده کرد و به دنیای بعضا عجیب و غریب او فرو رفت. یکی از بهترین زمان های ممکن برای مطالعه؟ بله دقیقا زمانی که تپسی گرفته اید و روی صندلی عقب نشسته اید و منتظرید تا به مقصد برسید. بدون این که دغدغه ی مسیر و شرایط سفر را داشته باشید، با خیال راحت به پشتی صندلی تکیه دهید و یکی از آثار ساعدی را بخوانید. در این یادداشت، سه مورد از جذاب‌ترین آثار ساعدی را به شما معرفی می‌کنیم:

 

Azadaran-Bayal

 

عزاداران بَیَل:

این کتاب، مجموعه‌ای از داستان‌های مجزا اما به نوعی به هم پیوسته است. به این معنی که فضا و شخصت‌های تمامی داستان‌ها مشترک است اما داستان‌ها ربطی به یکدیگر ندارند. مردم بیل، ساده دل و علاف و بعضا عجیب و غریب هستند. هر کدام داستانی دارند و تکیه کلامی و همیشه با رفتار و باورهایشان مسائل و مشکلات را سخت‌تر و پیچیده‌تر از آنچه هست می‌کنند. راوی دانای کل است و در طول روایت، هیچ اظهار نظری نمی‌کند و تنها قصه می‌گوید. لازم به ذکر است که داستان معروف «گاو»، یکی از داستان‌های این مجموعه است.

 

ترس و لرز

 

ترس و لرز:

عزاداران بیل را اگر برداریم و ببریم به جنوب کشور و زندگی لب دریا و کمی هم افسون‌زدگی و جادو به آن اضافه کنیم، می‌شود ترس و لرز. فرم کتاب، دقیقا به همان ترتیب عزاداران بیل است اما عنصر جادویی آن، کتابی کاملا متفاوت و حتی می‌توان گفت جذاب‌تر ساخته. در این کتاب هم نویسنده همچنان اظهار نظری نمی‌کند. حتی حرف خود را از زبان شخصیت‌ها به خوانندگان تحمیل نمی‌کند. اما طی خواندن روایت، آنچه می‌خواهد بگوید، آرام آرام به ذهن و آگاهی خواننده نفوذ می‌کند و حتی نگاه او را تغییر می‌دهد.

 

Choob-be-dasthaye-Varazil

 

چوب بدست‌های وَرَزیل:

این نمایشنامه را ساعدی در سال ۱۳۴۴ شمسی نوشته است. ماجرا در روستایی می‌گذرد که ظاهرا گرازها به آن حمله کرده و زندگی مردم را به تاراج می‌برند. مردم روستا، تعدادی شکارچی را استخدام می‌کنند تا به کمکشان بیایند اما آن‌ها در روستا جا خوش می‌کنند و بدتر از گرازها برای مردم ایجاد مشکل می‌کنند. گفته می‌شود که این نمایشنامه، به مستشاران خارجی‌ای اشاره دارد که به بهانه‌ی بهبود اوضاع وارد کشور شده بودند اما در واقع منابع داخلی را از بین برده و مال خود می‌کردند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *