علیرضا نامی

تعادل بین کار و زندگی موضوعی است که توجه کارشناسان بسیاری را به خود جلب کرده و تا به حال صدها مقاله درباره آن نوشته شده است. در ایران نیز موسسات آموزشی مختلفی در این زمینه فعالیت‌هایی کرده اند. ما نیز در تپ‌سی به این موضوع فکر کرده ایم و اخیرا به همت همکاران پرتلاش‌مان در مرکز تماس، برنامه یک سفر یک‌-روزه را سازماندهی کردیم تا شاید زنگ تفریحی باشد در میان فعالیت‌های پرتنش روزانه. با حمایت مدیران تپ‌سی، این برنامه در نیمه شهریور ماه 1397 عملی شد.

همکاران‌مان صبح جمعه 16 شهریور با اتوبوس از میدان آزادی تهران به سمت جاده هراز حرکت کردند و گرچه بعد از یکی دو ساعت شاهد ترافیک جاده‌های رو به شمال شدند اما شور و انرژی اعضای تیم اجازه نداد که کسی از ترافیک جاده خسته شود. با رسیدن به هوای شرجی شمال و جاده های باریک و سرسبز آن، اعضای تیم خود را آماده دیدار از سد زیبای الیمالات می کردند. الیمالات، در 8 کیلومتری مسیر نور به چمستان در جنوب دوراهی منتهی به روستای کارگرکلا قرار گرفته بود و فاصله دریاچه تا جاده حدود 3 کیلومتر بود. این مسیر را با پیاده‌روی و گپ و گفت خیلی زود طی کردیم و به محوطه دریاچه رسیدیم. از دور قایق‌های پدالی و موتوری به چشم می خوردند – منظره ای که مشتاقان قایق‌سواری در تیم را به وجد آورده بود.
IMG_2337
طبیعت گردی بدون جوجه و نوشابه و باد زدن کباب معنی ندارد. پس به محض انتخاب محلی مناسب برای استراحت، هر کدام از دوستان گوشه ای از کار را گرفته و در محیطی شاد و دوستانه غذایی مفصّل و خوشمزه آماده کردند. بعد از استراحتی کوتاه و لذت بردن از هوای ابری کنار دریاچه و صرف غذا، پیش از آنکه به عکاسی از مناظر روی بیاوریم سعی کردیم نگاهی مهربانانه نیز به طبیعت اطراف داشته باشیم. پس گروه دست به کار شد و محیط را تا جایی که امکان داشت از زباله و آلودگی پاک کرد. بعد از پاکسازی، به سمت ساحل نور حرکت کردیم. در مسیر، کارکنان مرکز تماس تپ‌سی مدیر مستقیم خود را غافلگیر کردند و جشن تولدی صحرایی برایش برگزار نمودند. لحظات شاد و جذابی بود که تک تک اعضای تیم از آن لذت بردند.

ساحل نور با وجودی که مملو از جمعیت بود با سخاوتمندی تمام پذیرای تیم چند ده‌نفره‌ی ما شد. بساط پیک‌نیک‌مان را پهن کردیم و برخی از همکاران که از قایق‌سواری کنار دریاچه جا مانده بودند به قایق‌سواری بر روی خزر روی آوردند. نزدیک غروب، سفر یک روزه‌ی ما به پایان خودش نزدیک می شد. دل کندن از آن ساحل زیبا کار آسانی نبود اما تهران در انتظار ما بود. انرژی و شوری که در طول این سفر ایجاد شده بود تا نیمه‌شب که مجددا به میدان آزادی سلام کردیم در اعضای تیم دیده می شد. همکاران از هم خداحافظی کردند و به امید دیدار مجدد در محل کارشان با حس خوبی که از سفر کوتاه خود گرفته بودند رهسپار منزل شدند.